السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

15

سيره معصومان ( فارسي )

عرب بود ، از اين امر امتناع جست و پيامبر ( ص ) هم به جاى آن ، شترى به ايشان داد . تفصيل اين ماجرا در واقعهء حنين خواهد آمد . همچنين در روز حنين ، همين قبيله با خواهر رضاعى پيغمبر ( ص ) به نام شيماء دختر حارث نزد رسول خدا ( ص ) آمدند . شيماء گفت : اى رسول خدا من خواهر رضاعى تو هستم . پس پيامبر ( ص ) ردايش را زير او گسترد و او را روى آن نشاند و گفت : اگر دوست دارى همين جا نزد من عزيز و گرامى بمان ، و گرنه به تو چيزى دهم و به سوى قوم خويش بازگرد ؟ شيماء عرض كرد : به من چيزى بخش و مرا به سوى قوم خودم بازگردان . سرپرستى عبد المطلب از پيامبر ( ص ) پس از وفات عبد اللّه ، عبد المطلب سرپرستى پيامبر را بر عهده گرفت و در پرورش و نگهدارى آن حضرت به بهترين شكل كوشيد به او بيشتر از فرزندانش نرمى و مهربانى نشان مىداد . او را به خود نزديك مىكرد ، غذا نمىخورد مگر آن كه محمد را در نزد خود حاضر مىكرد و محمد نيز به هنگام خلوت و يا خواب عبد المطلب ، بر وى وارد مىشد و عبد المطلب بر بسترش مىنشست و مىگفت : بگذاريد او آزاد باشد . هنگامى كه شش سال از عمر پيغمبر گذشت و يك سال مىشد كه از نزد حليمه بازگشته بود ، مادرش وى را نزد داييهايش بنى عدى بن نجار ، در مدينه برد تا آنان محمد را ببينند . ام ايمن در اين سفر همراه پيامبر بود و وى را تر و خشك مىكرد . آمنه يك ماه نزد بستگان خود ماند و سپس همراه محمد به مكه بازگشت و در ميانهء راه مدينه و مكه در جايى به نام ابواء درگذشت . پس از مرگ آمنه ، ام ايمن كودك را به مكه آورد و او را به عبد المطلب تحويل داد و خود براى نگهدارى از او نزد عبد المطلب ماند . بدين سان پيامبر مدت هشت سال ، از زمان درگذشت پدرش ، تحت كفالت عبد المطلب قرار گرفت . عبد المطلب در سن هشتاد سالگى از دنيا رفت . چون زمان مرگ عبد المطلب فرا رسيد فرزندش ابو طالب را به نگهدارى از رسول خدا ( ص ) و محافظت و سرپرستى از او وصيّت كرد . ابو طالب نه بزرگ‌تر از ساير برادرانش بود و نه توانگرتر ، زيرا حارث از ابو طالب بزرگ‌تر و عباس از تمام برادران ثروتمندتر بود . اما عبد المطلب از اين جمعيت ابو طالب را به سرپرستى پيامبر برگزيد كه مىدانست او به خوبى از پيامبر نگهدارى مىكند و با وجود فقر و تنگدستى از ساير برادرانش شريف‌تر و در نظر قريش گرامىتر و بزرگ‌تر و بزرگوارتر است . ابو طالب به سرپرستى از پيامبر پرداخت و به خوبى از آن حضرت نگهدارى كرد . ابو طالب او را بيش از فرزندان خويش دوست مىداشت و محمد جز در كنار او نمىخوابيد و چون ابو طالب بيرون مىرفت او نيز با وى خارج مىشد ، ابو طالب آن چنان شيفتهء او شده بود كه نظيرى نمىتوان براى آن يافت . ابو طالب غذا را به او اختصاص مىداد فرزندان خودش پريشان بودند و چشمانى قىآلود